مدتهاپس ازخودکشی صادق هدایت ،همین چندی پیش در اخبار او خواندم که در ایام نزدیک
به آن فرجام تلخ،چند اثارمنتشرنشده خودراکه نزد این و ان بوده ازشان میگیرد و با انچه
از این دست آثار پیش خودش بوده، یکجا ودر یک لحظه بحرانی و خشماگین، می سوزاند،
و از ان جمله کتاب یا کتابچه ای بوده است یا نمی دانم چه، نامش"روی جاده نمنا ک"......
اکنون این زمزمه ایست با او و برای او و كتيبه شكسته بسته اي بر استانه ياد ارجمندش
(ماث)
روي جاده نمناك
اگر چه حاليا ديريست كان بي كاروان كولي
ازين دشت غبار الود كوچيده ست،
و طرف دامن ازاين خاك دامن گيربرچيده ست:
هنوز از خويش ميپرسم
اه
چه مي ديده ست ان غمناك روي جاده نمناك
***
زني گم كرده بويي اشنا،و ازار دلخواهي؟
سگي ناگاه ديگر بار
وزيده بر تنش گمگشته عهدي مهربان با او
چنانچون پار يا پيرار؟
سيه روزي خزيده در حصاري سرخ؟
اسيري از عبث بيزار و سير از عمر
به تلخي باخته دار و ندار زندگي را در قماري سرخ؟
وشايد هم درختي ريخته هر روز همچون سايه در ريزش
هزاران قطره خون بر خاك روي جاده هاي نمناك؟
چه نجوا داشته با خويش؟
پيامي ديگر از تاريكخون دلمرده سودازده،كافكا؟
-(درفش قهر،
نماي انتقام ذلت عرق يهودي از نظام دهر،
لجن در لج،لج اندر خون و خون درزهر.)-
همه خشم و همه نفرين،همه درد و همه دشنام؟
درود ديگري بر هوش جاويد قرون و حيرت عصياني اعصار
ابر رند همه افاق،مست راستين خيام؟
تفوي ديگري بر عهد و هنجار عرب،يا باز
تفي ديگر به ريش عرش وبر ايين اين ايام ؟
چه نقشي مي زدست ان خوب
به مهر و مردمي يا خشم يا نفرت؟
به شوق شور يا حسرت؟
دگر بر خاك يا افلاك روي جاده نمناك؟
دگر ره مانده تنها با غمش در پيش ايينه
مگر،ان نازنين عيار وش لوطي؟
شكايت مي كند ز ان عشق نا فرجام ديرينه،
وز او پنهان،به خاطر مي سپارد گفته اش طوطي؟
كدامين شهسوار باستان ميتاخته چالاك
فكنده صيد بر فتراك روي جاده نمناك؟
***
هزاران سايه جنبد باغ را،چون باد بر خيزد
گهي جونان گهي چونين.
كه مي داند چه مي ديده ست ان غمگين؟
دگر ديري ست كز اين منزل ناپاك كوچيده ست.
و طرف دامن از اين خاك بر چيده ست.
ولي من نيك ميدانم،
چو نقش روز روشن بر جبين غيب مي خوانم،
كه او هر نقش مي بسته ست،يا هر جلوه مي ديده ست،
نمي ديده ست چون خود پاك روي جاده نمناك.
تهران،ارديبهشت۱۳۴۰
مرثيه اي از مهدي اخوان ثالث براي هدايت...
كسي هرگز جاده هاي نمناك را نديد چه در لاهيجان و در ان جاده ها ي نمناك
بر صادق گذشت نميدانيم...
+ نوشته شده توسط سهراب در سه شنبه بیستم دی 1384 و ساعت
19:36 |